امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Thursday, 24 September , 2020
امروز : پنج شنبه, ۳ مهر , ۱۳۹۹ - 7 صفر 1442
شناسه خبر : 501
  پرینتخانه » پرونده ویژه, دسته مطالب اسلایدری تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۳ | | ارسال توسط :

انتقال آب خلاف امنیت ملی است

آیت الله حیدر در گفتگو با فریاد خوزستان: انتقال آب خلاف امنیت ملی است آیت الله حیدری را می شناسید. آیت الله دکتر محسن حیدری نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری است که در سال ۱۳۳۶ در یکی از روستاهای شوش متولد شد. علوم حوزوی را از سال ۱۳۵۰ ش در اهواز و قم […]

انتقال آب خلاف امنیت ملی است

آیت الله حیدر در گفتگو با فریاد خوزستان:
انتقال آب خلاف امنیت ملی است

آیت الله حیدری را می شناسید. آیت الله دکتر محسن حیدری نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری است که در سال ۱۳۳۶ در یکی از روستاهای شوش متولد شد. علوم حوزوی را از سال ۱۳۵۰ ش در اهواز و قم ادامه داد. قبل از انقلاب فعالیت های ضدرژیم پهلوی داشته و با انقلاب اسلامی به دفاع از انقلاب و ترویج ارزش های انقلاب اسلامی پرداخت. وی در دفاع از ولایت فقیه کتاب نوشته و همچنان از علمای بصیر و انقلابی خوزستان است.

آیت الله در سال های اخیر با عنایت رهبر انقلاب به اینکه علمای خبرگان باید حلقه اتصال بین مردم و نظام باشند و مطالبات رهبری و مطالبات مردمی را پیگیری نمایند مسئله ی مهم انتقال آب کارون را که مطابق کارشناسان محیط زیست منافع ملی کشور را به خطر انداخته و جلگه خوزستان را نابود می کند با تمام توان پیگیری کرده و به عنوان شاخص ترین روحانی انقلابی خوزستان این درد را فریاد کرده است.

فریاد خوزستان ترجیح داد در اولین شماره خود به سراغ ایشان رفته و از نزدیک مسئله انتقال آب کارون را بررسی نماید. متن گفتگوی دوهفته نامه فریاد خوزستان با آیت الله دکتر حیدری را حتما مطالعه کرده و به دیگران نیز توصیه کنید.

 

  • در خدمت حضرت آیت الله حیدری هستیم برای بحث مهم انتقال آب استان،مجموعه سؤالاتی را در نظر گرفتیم ان شاالله از محضر حاج آقا میپرسیم. حاج آقا لطفا پیشینه ای از انتقال آب استان را بیان کنید.

 

  • بسم الله الرحمن الرحیم،ایام ماه مبارک رمضان را به شما تبریک می گویم و اینکه نشریه جدیدی را به نشریات خوزستان تحت عنوان فریاد خوزستان اضافه کرده اید را به شما تبریک عرض میکنم و از فعالیت های خبرنگاری شماو دوستانتان تشکر میکنم .امیدوارم ان شاالله این نشریه شما همینطور که از اسمش پیداست ،منعکس کننده فریادها ،صداها،نیازها و مطالبات مردم خوزستان باشد و تشکر میکنم که به عنوان اولین شماره بحث مهم ترین مطالبه مردم خوزستان در حال حاضریعنی بحث آب را عنوان کردید.

 

در خصوص تاریخچه انتقال آب خوزستان ،اصل و ریشه این موضوع به زمان صفویه برمیگردد؛ سلاطین صفوی که مرکزیتشان در اصفهان بوده ،برای تامین آب شرب ،کشاورزی و مصارف دیگر تصمیم گرفته بودند از سرشاخه های کارون آبی را به طرف اصفهان بکشند. ولی آن اندیشه بدلایلی عملی نشد. تا اینکه برای اولین بار درزمان رژیم پهلوی در سال ۱۳۳۲ برای اولین بار یک تونلی را از سرشاخه های کارون بطرف اصفهان کشیدند و این به عنوان اولین اقدام به حساب می آید. دومین اقدام سال ۶۴ انجام شد که تونل دوم کوهرنگ را براه انداختند و سومین تونل در سال ۷۲ [راه افتاد].

 

  • اولین تونل به مقصد اصفهان بود؟
  • بله همه اش اصفهان بود.البته غیر اصفهان هم استان های دیگری در برنامه قرار گرفت از جمله قم که از دز آب را کشیدند بطرف قمرود و از قمرود بطرف قم.البته آنجا عمدتا برای مصرف شرب بوده و کشاورزی[اندک] هم داشته .غیر از قم و اصفهان،یزد و کرمان هم مطرح شده.برای یزد هم خطی کشیده شده و منتقل شده .برای کرمان هم مقداری کشیده شده و مقداری هم در دست احداث است برای [تامین آب]باغات پسته رفسنجان.

 

  • سومین تونل در سال ۷۲ بسمت اصفهان بود؟
  • بله بسمت اصفهان بود.برای قم پایه گذاری اش در دهه ۷۰ بود ولی بهره برداریش در دهه ۸۰ اتفاق افتاد.اصولا همه دولت ها این برنامه انتقال آب در بینشان مطرح بوده و وزارت نیرو مجری این اندیشه بوده .این انتقال آب عنوانی که برایش در مراکز تصمیم گیری قرار گرفته،مصرف شرب است و این ،هم جنبه قانونی دارد ،هم جنبه اخلاقی.هیچ کس مخالف این نیست که برای مصارف شرب استان های دیگر از سرشاخه های کارون آب کشیده شود.ما معتقد به اخلاق شمری نیستیم که آب شرب را از دیگران بخواهیم منع کنیم.منتها واقعیت مطلب این است که عنوانش شرب است. اما عملا غالبا برای غیرشرب استفاده می شود. حالا بغیر از قم که عمدتا برای شرب است، ولی اصفهان، یزد و کرمان هم برای مصارف کشاورزی، هم صنعتی و هم فضای سبز.
  • فرمودید همه دولت ها نقش داشتند،ولی ریشه در دهه هفتاد داشته؟
  • بله.آقای هاشمی خیلی روی این قضیه مصر بود و دنبال میکرد و خانواده هاشمی هم همینطور.الان برای کشیدن آب از سولگان بطرف رفسنجان برای تامین آب باغ پسته،آن هم موسسه خصوصی ،نه دولتی،نه برای عامه مردم!
  • این از چه سالی آغاز شد؟
  • این الان در حال اقدام است و هنوز اجرایی نشده .مجوز زیست محیطی اش را همین آقای کلانتری داده.با اینکه قبل از آقای کلانتری هیچ مسوولی از مسوولان محیط زیست جرأت نکرده مجوز زیست محیطی به هیچ کدام از طرح های انتقال آب بدهد و لذا همه آن طرح ها از نظر محیط زیست فاقد مجوز بوده و ازین جهت غیر قانونی بوده.این آقای کلانتری آمد نه تنها برای طرح هایی که در آینده اتفاق می افتد،حتی طرح های آینده را هم مجوز داده و خودش هم بعد فریاد میزند که ای وای خوزستان دارد از بین می رود!اگر راست می گویی پس چرا مجوز انتقال دادی؟این تناقض در رفتار و گفتار خیلی ناراحت کننده و مایه تاسف است.

خلاصه،مصرف الان عمدتا برای غیر مصارف شرب است.به چند دلیل:

دلیل اول اینکه اگر مثلا فرض کنیم اصفهان،قم،یزد و کرمان صد در صد آب شربشان از خوزستان باشد – درحالیکه اینطور نیست و آنان قبل از انتقال آب هم زندگی میکردند.امکان دارد کم داشته باشند و برای تکمیل به آب نیاز داشته باشند – اگر کل جمعیت این استان ها که ۸ میلیون بیشتر نمی شود،همه اب شربشان را بخواهیم از خوزستان منتقل کنیم،با توجه به اینکه سرانه مصرف هر نفر در سال برای شرب ۷۰ متر مکعب هست،که برای ۸ میلیون نفر در سال ۵۶۰ میلیون متر مکعب آب کافیست و نیاز شرب چهار استان تامین می شود که البته عرض کردم نیاز آن ها ۲۰ درصد نیاز کل شربشان است نه اینکه همه آب شربشان نیازمند انتقال باشد که ۲۰ درصد ۵۶۰ میلیون متر مکعب میشود نهایتا ۲۰۰ میلیون مترمکعب برای تکمیل آب شرب چهار استان کافیست.اما الان چقدر دارند میبرند؟

الان طبق آماری که وجود دارد چیزی در حدود یک میلیارد و ۲۸۳ میلیون متر مکعب در سال دارند می برند.

خیلی عجیب است.تقریبا سه برابر!

  • تازه در آخرین روزهای دولت خاتمی اقای بیطرف وزیر نیروی او تصویب کرد که علاوه بر آب های انتقالی قبلی ۱میلیارد و ۱۰۰میلیون متر مکعب آب انتقال دهند.هم خاتمی هم بیطرف یزدی هستند ،مجموعه تصمیم گیران مملکتی برای انتقال آب خوزستان یا یزدی هستند،یا اصفهانی یا کرمانی.آقای هاشمی و جهانگیری کرمانی؛آقای خاتمی و بیطرف و اردکانیان یزدی هستند.همچنین مسوولان اصفهانی چه در وزارت نیرو و چه غیر آن همه دست بدست هم دادند و این قضایا را پیش بردند.یعنی صرفا برای مصالح استان های خودشان!این یک واقعیتی است که همه باید بدانند.
  • در زمان دولت آقای احمدی نژاد آن ۱میلیارد و ۱۰۰ میلیون کاهش پیدا کرد به ۵۸۰ میلیون متر مکعب ؛عنوانش هم عنوان شرب است.با اینکه از قبل می بردند.اما این هم با عنوان آب شرب اضافه کردند.البته در زمان احمدی نژاد هم اقدامی نشد و در حد تصویب باقی ماند.در زمان دولت روحانی این مصوبه را پیاده کردند.یک تونلی بنام بهشت آباد برای بردن همان ۵۸۰ میلیون مترمکعب.که اگر این ۵۸۰میلیون را به آن ۱میلیارد و ۳۰۰ میلیون قبلی اضافه کنیم،نزدیک ۲میلیارد متر مکعب خواهد بود!این دو میلیارد ده برابر آن ۲۰۰ میلیونی است که قبلا گفتیم برای شرب نیاز دارند.تازه طرح های دیگری هم هست که اگر آنها را اضافه کنیم،نزدیک ۳ -۴ میلیارد می رسد.طرح هایی که تصویب شده مثل طرح سولگان که در حال آماده کردن مقدماتش هستند که به رفسنجان ببرندبرای باغات پسته رفسنجان که آقای کلانتری به یک موسسه خصوصی مجوزش را داده که مربوط به مرعشی و خانواده هاشمی است.
  • انتقال آب برای چه مصارفی است؟ چرا آب ما را به اصفهان و کرمان و یزد منتقل می کنند؟
  • پس این مصوبه[انتقال آب] برای آب شرب است؛ اما ده برابر آن را کجا می برند؟!این سوال مهمی است.جوابش این است که یک مقداری را برای ذوب آهن اصفهان می برند؛ ذوب آهن مصوب شده که در کنار خلیج فارس ساخته شود.اما آقایان اصفهانی بر خلاف مصوب آن را آوردند کنار اصفهان .چون این صنعت آب می خورد قوام این کارخانه به آب است و از نظر اقتصادی به صرفه نیست آبی را بیاورند که به اندازه منافع ذوب آهن هزینه دارد.
  • در آن زمان تصویب شد در کنار بندر عباس. اما بعد آوردندش در اصفهان. این غیرقانونی و برخلاف مصوبه اش بود.
  • دوم [اینکه]برای فضای سبز؛ الان فضای سبزی که دراصفهان وجود دارد، اصفهان را شبیه مازندران و گیلان کرده ،بنا به تعبیر آقای کلانتری حتی بالای کوه ها هم درخت کاشته اند.طبق آماری که وجود دارد،سرانه فضای سبز برای هر اصفهانی ۲۸ متر مکعب است؛درحالیکه سرانه کشوری برای هر ایرانی ۱۵ متر مکعب و در خوزستان سرانه اش ۱۲ متر است.صاحب اصلی آب کمترین سرانه فضای سبز را دارد.ولی آن که می گوید آب ندارد،بیشترین سرانه را دارد.این همه فضای سبز آبش از کجا تامین می شود؟از همین سرچشمه های کارون!
  • سوم کشاورزی ست. می دانید که چهارمحال دو نوع سرشاخه دارد. یک نوع که مربوط به زاینده رود است و باقی سرچشمه های کارون.آقایون آمدند علاوه بر آبی که برای زاینده رود می رود، تونل کشیدند باقی را هم بردند برای زاینده رود. و برای اینکه بگویند زاینده رود آب ندارد، خط دیگری از پشت اصفهان کشیدند که برود برای ذوب آهن و فضای سبز واصلا وارد اصفهان نشود.برای همین زاینده رود داخل اصفهان خشک است و زاینده رود پرآب خارج اصفها ن است.
  • برای چه همچین کاری کردند؟
  • برای اینکه مظلوم نمایی بکنند و بگویند ما آب نداریم.درحالیکه این نقشه ای فریبکارانه است که حتی مردم اصفهان شاید از آن خبر ندارند.
  • تاثیرات انتقال آب بر روی استان ما چه بوده است؟
  • اولا استان خوزستان خداوند مقدر کرده آب هایی که در چهارمحال و بختیاری تامین می شود از برف و باران، سرریزش به سمت خوزستان بیاید .یعنی مجرای طبیعی خدادادی اینگونه است.هم کرخه که از استان های بالادستی می آید ،هم کارون که از چهارمحال می آید ،هم دز که از زاگرس می آِد،سرریزش به سمت خوزستان است و لذا چندین رودخانه از اول در خوزستان بوده ؛کارون و دز و کرخه و مارون و جراحی و زهره…این رودخانه ها در کنار خاک حاصلخیز و هوای مناسب و آفتاب مناسب،اجتماع این چهار عامل مهم از خوزستان جلگه بی نظیری ساخته که اگر احیا بشود،می تواند غذای مورد نیاز کل ملت ایران را تامین بکند.در هیچ کجای ایران نداریم که بشود زمین را تا سه بار در سال کشت کرد.فقط در خوزستان است.این یک ثروت ملی است.فقط مال خوزستان نیست.مال کل ملت ایران است که اگر احیا بشود کل ملت ایران منتفع می شود.مقام معظم رهبری وقتی سال ۷۵ تشریف آوردند خوزستان،مطالعه کردند و حتی با هلی کوپتر تمام خوزستان را گشتند،و دیدند از ۶میلیون هکتار زمینی که خوزستان دارد و ۳ میلیونش قابل کشت است،فقط حدود یک میلیون و صد هزار هکتار آباد شده و نزدیک به ۲ میلیون هکتار رها شده و کشت نمی شود.ایده شان این بود که این ۲ میلیون هکتار آباد شود.این ایده را دولت خاتمی به ۸۰۰ هزار و دولت احمدی نژاد آن را به ۵۵۰ هزار هکتار تقلیل داد.ولی مقام معظم رهبری سال ۹۵ که خدمتشان رسیدیم فرمودند من گفتم ۲ میلیون هکتار باید آباد شود.این ایده یک ایده بلندی ست که کل کشور را منتفع می کند .در زمینه همین تحریم های اقتصادی اگر ایده مقام معظم رهبری عملی بشود،حتی اگر همه دنیا هم ایران را تحریم بکنند ،ایران باکش نیست.چون همه مواد غذایی اش را می تواند در داخل تامین بکند.

همین ۵۵۰ هزار هکتار هم آباد نشده؛درست است؟

  • نه آباد نشده، فقط ۵۰ درصد آن آباد شده.

پس اولین ضرر این انتقال بی رویه آب این است که این طرح ملی خود بخود منتفی می شود و نه تنها مردم خوزستان بلکه کل کشور متضرر می شوند و این چیز کمی نیست. اگر فقط به اندازه شرب می بردند این اتفاق نمی افتاد. الان با میلیارد میلیارد آبی که می برند،خوزستان را به خاک سیاه می نشانند. هم غیر قانونی ست،هم غیر عادلانه،هم غیر عاقلانه و خلاف منافع ملی.

یکی دیگر از آثار انتقال آب، ریزگردهاست. ریزگردها وقتی اتفاق افتاد که با انتقال آب های خوزستان مراتع و مزارع و تالاب ها خشک شد.حدود ۷۰۰ هزار هکتار از زمین ها خشکیده شد و در نتیجه آن خاک نرم و رسی و سبک شد و با کوچکترین بادی که بیاید،ریزگرد بلند می شود و خوزستان را فلج می کند. نه تنها خوزستان بلکه ۲۱ استان دیگر را در برمیگیرد.ریزگردها ضررش جنبه ملی دارد.این تعطیلی فقط دامنگیر مدارس نیست.حتی استخراج نفت نیز تعطیل می شود. صنعت نفت خوزستان ۸۵ درصد نفت کشور را استخراج میکند و این ضرر برای کل کشور است. چراکه در شرایط ریزگرد شدید نمی شود استخراج نفت را ادامه داد. این اتفاق چندین بار افتاده و باعث چندین هزار بشکه ضرر نفتی شده است.همچنین بقیه کارخانه ها و شرکت ها.

این موارد فقط آسیب های ملی بود. ضررهای داخلی خوزستان بسیار بیشتر است. آب شرب خوزستان با مشکل مواجه شده. وقتی آب کم میشود، ای سی آب بالا می رود و آب شور می شود. کار کشاورزان هم با کمیِ آب تعطیل می شود.اصلا تصویب کردند کشاورزان خوزستان برنج نکارند. که با این تعطیلی ۲۰۰هزار نفر که شغلشان مرتبط با برنج کاری است، خودبه خود بیکار می شوند. کشت صیفی جات مانند بامیه و لوبیا و… هم با کم آبی تعطیل می شود. صدها هزار نفر با کم آبی بیکار میشوند.

در کنار آن نخلستان های شادگان و آبادان و خرمشهر ۲۰ تا ۳۰ درصد متضرر شده اند. بخاطر اینکه کمی آب کارون موجب شد حقّابه خلیج فارس تامین نشود و جزر و مد، آب شور را به [زمین های]خوزستان بفرستد و آب و خاک شور شود و ریشه درختان خرما را بخشکاندو در نتیجه سبزینه آن بیافتد.دو ماه پیش که به اروندکنار رفتم،بادیدن نخل های بسیارِ بی سر از امام جمعه اروندکنار پرسیدم این همه نخل بی سر از زمان جنگ باقیمانده؟گفت جنگ کجا بود!این ها دو سه سال اخیر اینطور شده اند. آب خلیج فارس که به بستر نهر ها وارد شد این بلا را بر سر نخل ها آورد. من هزاران نخل را با چشم خودم دیدم.مساحت های خیلی زیاد که باید عکس بگیرید و منتشر کنید.

همه این ها باعث می شود کشاورزان مهاجرت کنند به حاشیه شهرها. در حاشیه شهرها چه خبر است؟ غیر از فلاکت و محرومیت و بیکاری و… . آمار بیکاری بالا رفته و آمار اعتیاد و طلاق و جرم و جنایت و … را بالا می برد و نارضایتی وحشتناک بالا می رود.چه کسی جز دشمنان ایران و اسلام سوء استفاده می کنند؟عربستان و انگلیس و آمریکا و اسرائیل که برای جمع کردن علائم نارضایتی کیسه دوخته اند،خوشحال می شوند و امنیت ملی در کل کشور بخطر می افتد .

وقتی جنگ تحمیلی اتفاق افتاد، درست است که بیشترین ضرر را خوزستان برد، اما کل کشور دفاع کرد و درگیر شد. چرا؟ چون این امنیت ملی را به خطر انداخته بود. خوزستان بخاطر موقعیت خاص سوق الجیشی و ژئوپلتیک که دارد، یک استان استثنایی است. وقتی یک تَقی[صدایی] اینجا صورت بگیرد، انعکاس صدایش در کل کشور شنیده میشود. گلوگاه کشور اینجاست. ۸۵ درصد کشور اینجاست. تنها استانی است که هم مرز دریایی با خلیج فارس دارد،هم مرز زمینی با کشورهای دیگر و این خوزستان را فوق العاده کرده. یعنی می شود گفت بعد از تهران مهم ترین استان کشور است. اگر نگوییم بالاتر از تهران. و دشمن روی این موقعیت خاص حساب کرده . الان شبکه های ماهواره ای متعدد ضدانقلاب فارسی و عربی برای مخاطبین خوزستانی کار میکنند. طمع خاصی نسبت به خوزستان دارند که نسبت به جای دیگر ندارند. بنابراین عقل و حکمت اقتضا میکند برای پیشگیری از روز مبادا باید زمینه های آسیب زدن به امنیت ملی را خشکاند و یکی از مهم ترین زمینه ها بحث انتقال آب است. بنابراین باید فریاد خوزستان اینگونه باشد: مسوولین! به داد کشور برسید و از انتقال آب جلوگیری کنید. انتقال آب، کل کشور را به باد فنا خواهد داد. شما فریادتان در «فریاد خوزستان» این باید باشد.

  • نقش نفوذ در این ماجرا چیست؟
  • در قضیه انتقال آب قطعا دشمن نفوذ کرده. از جهت تحلیلی که کاملا مشخص است. اما از جهت عینی، کاووس سید امامی یکی از اعترافاتش این بود که مأموریت داشتم پروژه انتقال آب را تسریع ببخشم و کانال گذاشته بودند که از این طریق مسوولین و مراکز تصمیم سازی را وادار بکنند برای این کار. برای چه؟ انگلیس چه سودی از انتقال آب می برد؟ مگر می خواهد آب را برای لندن ببرد؟ نه! انگلیس می داند این کار زمینه را برای سوء استفاده فراهم می کند. این مطلب را یکی از مسئولین کمیسیون امنیت ملی گفت. البته من اکتفا نکردم و یکی از مسوولین شورای عالی امنیت ملی را دیدم و از او پرسیدم و او گفت بله صحت دارد.
  • خیلی مسأله سنگین تر و عمیق تر شد! از شخصیت های استانی میبینیم معدودی دارند این مشکل را فریاد می زنند.این درد را چه باید کرد؟
  • همین معدود باید به فریادشان ادامه دهند تا نهادینه شود و فرهنگ سازی شود. مقام معظم رهبری نکته حکیمانه ای فرمودند. گفتند شما خبرگان وظیفه قانونی تان مربوط به رهبری ست. اما از آنجا که شما منتخب مردم هستید – به این مضمون – و در نظام جایگاه دارید، باید [بعنوان] حلقه وصل رابط بین مردم و نظام عمل کنید و مطالبات مردم را به مسوولین برسانید. شما مسوولیت اجرایی ندارید و نمی توانید مشکلات مردم را خودتان مستقیم حل کنید. این به عهده مسوولین اجرایی ست. اما شما گفتمان سازی کنید و با این گفتمان سازی افکار عمومی هدایت پیدا می کند. وقتی افکار عمومی به یک سمتی هدایت پیدا کرد، مسئولین خواه ناخواه تبعیت خواهند کرد و تحت تاثیر افکار عمومی همین مطالبات را دنبال خواهند کرد.

این را ما تجربه کردیم. بعنوان نمونه این مطلب[مشکل انتقال آب] بعنوان مطالبه جا افتاده. روز۲۲ بهمن رییس جمهور بحث رفراندوم را مطرح کرد. گفت برای مسایل مهم کشور طبق قانون اساسی چه اشکالی دارد رفراندوم برگزار کنیم. مثلا درمورد کسانی که از قطار انقلاب پیاده شدند نظر مردم چیست؟ این ها برگردند یا نه؟ هفته بعدش نوبت من بود خطبه های نمازجمعه بخوانم. گفتم آقای رییس جمهور! اگر می خواهید رفراندوم اجرا کنید، نه برای سوار کردن کسانی که از قطار انقلاب پیاده شده اند، این درد مردم نیست؛ درد یک حزب و یک گروه و اشخاص است [نه عامه مردم]. باید مسائلی که  مربوط به درد مردم است به رفراندوم گذاشته شود. مثلا بحث ریزگردها، انتقال آب که کیفیت برخورد دولت با این مسائل مورد تایید مردم هست یا نه. خوشبختانه یک هفته بعد شبکه اول سیما در برنامه ای به نام مناظره، بین یکی از نمایندگان مجلس خوزستان و نماینده سازمان محیط زیست ، مناظره ای برگزار کردند و بعدعکس آقای روحانی را نمایش دادند در کنار جمله ای از ایشان که ما از ریزگردها خبر داریم و برای مردم خوزستان اشک ریختیم. و بعد عکس بنده را نمایش دادند با جمله ای که گفته بودم تنها راه حل مشکل ریزگردها، توقف انتقال آب است. بعد نظرسنجی گذاشتند که آیا اقدام دولت برای حل مشکل ریزگردها را قبول دارید؟ ۵/۱ درصد از مخاطبان جواب دادند آری و ۵/۹۸ درصد جواب خیر دادند. یعنی همان فرهنگسازی که میخواستیم، الان اتفاق افتاده. نباید مایوس بشویم. یعنی وقتی از کل مردم ایران بپرسند و ۵/۹۸ درصد پاسخ بدهند نه، یعنی اقدام دولت مورد تایید مردم نیست و استدلالش هم واضح است. استدلالش این است که نهالکاری مشکل را حل نمی کند. سال گذشته ۵هزار؛ امسال ۷-۸ هزار؛ متوسطش این است که سالی ۱۰ هزار هکتار نهالکاری کنند. الان زمین های بحران خیز ۷۰۰هزار هکتار است و سالانه هم ۱۰ درصد اضافه می شود؛ سالی ۱۰ هزار هکتار به کجا میرسد؟ صد سال دیگر هم جواب نمی دهد. معقول است یک پروژه یک قرن طول بکشد؟!

  • از راهکار صحبت کنیم؛ آیا راهکار، توقف کامل انتقال آب است؟
  • فقط به اندازه قانونی مصرف شرب ببرند. ۲۰۰ میلیون؛ ۳۰۰ میلیون؛ ۵۰۰ میلیون؛ بقیه را اگر بازگردانند، مشکل کشاورزی، نخیلات، ریزگردها … همه این ها حل می شود. انتقال بی رویه باید متوقف شود.
  • شما بحث شکایت از وزارت نیرو را مطرح کردید. چرا به نتیجه نرسید؟
  • ما چند شکایت کردیم. یک شکایت به رییس جمهور بود که رییس جمهور تابحال هیچ اقدامی نکرده. حتی دفترش خبرمان هم نکردند که بگویند شکایت شما بی خود است. هیچ اعتنایی نکردند.

بعد به رهبری شکایت کردیم. رهبری به جهانگیری دستور پیگیری داد. جهانگیری حواله داد به وزارت نیرو. وزارت نیرو جوابیه داد و آمارها را نه تنها نتوانستند رد کنند، بلکه تایید کردند. چون همه اش مستند بود. اعتراف کردند. این البته مربوط به تالاب ها بود.بعد از آن در دی ماه سال ۹۶ اکثر نمایندگان خبرگان و نمایندگان مجلس در دفتر نماینده ولی فقیه جمع شدیم و نامه ای خطاب به شورای عالی امنیت ملی تنظیم کردیم. چونکه ما معتقدیم انتقال آب جنبه امنیت ملی دارد و شورای عالی امنیت ملی باید درباره اش تصمیم بگیرد نه دولت. و نماینده ولی فقیه هم در حضور جهانگیری که سال گذشته به خوزستان آمده بود، درخواست کرد که درباره انتقال آب خواهشا دولت دخالت نکند و شورای عالی امنیت ملی وارد شود. بنده خودم شخصا سراغ دبیر شورای عالی امنیت ملی رفتم و این امضاها و شکواییه نمایندگان مجلس و خبرگان خوزستان را تقدیم آقای شمخانی کردم .آقای شمخانی قول رسیدگی داد که هنوز هیچ خبری نشده.

  • شکایت قضایی از وزارت نیرو چطور؟
  • بنا شد اگر از شورای عالی امنیت ملی نتیجه نگرفتیم، در مرحله بعد سراغ قوه قضاییه برویم. البته بصورت شفاهی هم با رییس قوه قضاییه هم با دادستان صحبت کردیم و آنان هم اعلام آمادگی کردند برای رسیدگی. فاز بعدی ما تقدیم شکایت به قوه قضاییه است.

ممنونیم ازاینکه وقتتان را به ما دادید و خیلی جامع و مفصل این مسئله را باز کردید برای مردم. ان شاءا… آگاهی مردم ما روز به روز بیشتر شده و این جریان مطالبه گری فراگیر شود.

 

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.