عدالت آموزشی در عصر کرونا، نیاز امروز، حسرت فردا

عدالت آموزشی در عصر کرونا، نیاز امروز، حسرت فردا

ویروس سمج

  • کرونا – ویروسی که از سرسوزن کوچکتر است – سوزنش گیر کرده و بیخیال نمی­شود. اوایل، همه فکر می­کردند با چند روز دندان بر جگر گذاشتن و پا به اجتماع نگذاشتن، قضیه تمام است؛ اما زهی خیال باطل! سونامی کرونا با هر پدیده­ای که روبرو شد، آرامش، نظم، زیربنا و اصول آن را با خودش شُست و برد. یکی از آن مسائلی که از آسیب کرونا بی­نصیب نماند، آموزش و پرورش بود. ابتدا درب مدارس به حکم مدیریت غریزی بسته شد. سپس ذهن­ها به سمت «آموزش مجازی» رفت تا تهدیدها تبدیل به فرصت شوند. اما با حلواحلوا کردن دهان شیرین نمی­شود. آنها که پُز آموزش غیرحضوری می­دادند، همین که وارد گود شدند، فهمیدند داستان تازه شروع شده.

 

غصه­ی «شاد»

  • «فقدان زیرساخت»، اولین سدی بود که به یکباره قد علم کرد. بستر نرم­افزاری باید سریع آماده می­شد. پوشش اینترنت باید تا ناکجاآباد می­رفت. محتوای آموزشی باید برای ارائه در مجازی متناسب­سازی می­شد. «شبکه شاد» آمد تا نگرانی خانواده­ها را رفع کند اما دیری نپایید که خود به اصلی­ترین نگرانی آنها تبدیل شد. مشکلات نصب، کُندی شبکه، بیرون پریدن­های مکرر، ارسال نشدن فایل­ها، تک­کاربری بودن و … باعث شد که کم­کم معلم­ و متعلم، از مدرسه رانده و در «شاد» درمانده، برای تدریس مجازی به پیام­رسان­های اجتماعی پناه ببرند.

 

دوگانه­ی آموزش-سلامت

  • در کنار حرص­و­جوش خوردن­ خانواده­ها و معلمان با شبکه شاد، مدارس به صورت موج مکزیکی باز و بسته شدند. نوعی مدیریت رندومی بر مدارس حاکم شد تا مدیران، خودشان ببرند و بدوزند. یکی زوج و فرد می­کرد، دیگری صبح و عصر می­کرد و آن یکی، کلّاً کرکره مدرسه را پایین می­کشید. آنجا که مدارس باز شد، کادر آموزشی نقش نگهبان پیدا کردند تا پروتکل­های بهداشتی توسط بچه­مدرسه­ای­های سربه­هوا نقض نشود. آمار ابتلا در مدارس که بالا رفت، بخشی از خانواده­ها عطای آموزش حضوری را به لقائش بخشیدند تا در دوگانه­ی آموزش-سلامت، کفه­ی ترازو را به حکم عقل به سمت سلامت سنگین کنند. معلم­ها اما باید برای موظفی در مدرسه می­ماندند و آب در هاون می­کوبیدند.

 

اینترنت زیر پونز!

  • روی دیگر سکه­ی آموزش و پرورش کرونایی، ذبح شدن عدالت آموزشی است. سوادآموزی تا ده­کوره­ها هم باید برود اما پوشش شبکه­ی اینترنت، نقاط کور بسیاری دارد. مناطق محروم متعددی زیر پونز نقشه­ی اینترنت ایران مخفی شده­اند و این شبکه­ی حیاتی در مناطق برخوردار، پرملات و در مناطق فراموش شده، آب­باریکه است. یکی از اهالی روستایی در جنوب اهواز می­گوید: «برای یافتن نقطه­ای که به اینترنت دسترسی داشته باشد، مجبوریم روستا و اطراف آن را وجب به وجب بگردیم تا کنار جوی آب یا زیر یک درخت یا وسط یک زراعت یا حاشیه­ی جاده، اینترنت وصل شود و بچه­ها را بنشانیم سر کلاس اینترنتی.»

اینترنتی که دخل­ها را شرمنده­ی خرج­ها کرده!

  • اینترنت، قوت لایموت دوران کرونا است در مجازی اما هواخوری مجانی نیست و کیلوبایت به کیلوبایت پایت حساب می­کنند. قرار بود «شاد» مجانی به دست خانواده­ها برسد اما کدام چیز مجانی با کیفیت از آب در می­آید؟! شبکه­های اجتماعی کم­کم جای شاد را گرفتند تا اینترنت، هزینه­ی سبد خانوار را دولاپهنا کند. پدری ساکن منطقه­ی کوی علوی اهواز که دو بچه­مدرسه­ای دارد، می­گوید: «دخترم برای درس خودش و برادرش بسته اینترنت می­خرد. دلم نمی­آید به خاطر هزینه­ اینترنت جلوی درس خواندنشان را بگیرم اما نمی­دانم با این گرانی­ها تا کی می­توانم خرج تحصیلشان را بدهم». فایل­های حجیم آموزشی، حجم بسته اینترنت را مثل جاروبرقی هورت می­کشند. آنها که به بسته­های معیشتی محتاجند، بسته اینترنتی ندارند و کودکان آنها در سیستم آموزشی فی امان­الله هستند.

 

امکانات فضانوردی یا تجهیزات آموزشی!

  • گوشی هوشمند و تبلت برای خانواده­های کم­بضاعتی که در نان شبشان مانده­اند، حکم یک کالای لاکچری را دارد. در حالی که لُژنشینان بالاشهر، اتاق بچه­ها را از مظاهر تکنولوژی مانند کابین آپولو کرده­اند، کوچ­نشینان دور از شهر و حاشیه­نشینان دور از متن، یک گوشی هوشمند را بین چند خانواده تقسیم می­کنند تا از سفره­ی آموزش و پرورش کسی گرسنه بلند نشود. کافی­نت، یک راه­حل موقت بینابینی است که برخی خانواده­ها به آن رو می­آورند تا نه سیخ اقتصاد خانواده بسوزد و نه کباب آموزش مجازی اما خطر جزغاله شدن فرهنگی را نباید دست­کم گرفت. در فقر امکانات، خانواده­های بسیاری قید آموزش فرزندانشان را زده­اند.

 

ادعاهای غیرمستند هدیه تبلت

  • مدیر مدرسه­ای در منطقه­ی کوت­عبدالله می­گوید: «سال گذشته دانش­آموزان مستعدی داشتیم که امسال خبری از آنها نبود. چند مورد را خودم شخصا پیگیری کردم و فهمیدم که به خاطر نداشتن گوشی و تبلت از تحصیل باز مانده­اند. با کمک خیّرین، برای بعضی­هاشان تبلت خریدیم اما قیمت­ها بالاست و توان ما محدود است و دانش­آموزان محروم هم کم نیستند». تا حالا هیچکدام از دستگاه های دولتی و غیردولتی و امدادی علی رغم برخی ادعاها، هیچ مستنداتی از هدیه تبلت به دانش آموزان نیازمند در حواشی اهواز، شهرهای خوزستان و روستاها ارائه نداده اند.

 

تعلیم بدون تربیت و پرورشی که تعطیل است

  • قصه­ی پرغصه­ی ضعف فرهنگی، گریبان ما را گرفته و آموزش مجازی در این وانفسا، قوز بالا قوز شده است. خانواده­های محروم، بعضاً تجربه­­ی کار با گوشی هوشمند و تبلت یا سواد همراهی بچه­ها در کلاس مجازی را ندارند. از طرف دیگر، رها شدن بچه­ها در فضای مجازی به بهانه­ی آموزش و تعلیم، با سرک کشیدن­هایی همراه است که سر از ناکجاآباد در خواهد آورد. معلم یکی از مدارس حمیدیه می­گوید: «آخرشب­ها پیامرسانی که در آن آموزش می­دهم را چک می­کنم و می­بینم بسیاری از کاربران آنلاین هستند. ساعاتی که بچه­ها باید خواب باشند، در فضای مجازی حضور دارند. مجبور می­شوم خصوصی پیام بفرستم که بروند بخوابند.» مدرسه محیط تعلیم و تربیت است اما پای آموزش مجازی در تعلیم گیر کرده چه رسد به تربیت!

 

تبعیض آموزشی، مرگ خاموش

  • عدالت آموزشی در میان بحران­های­ اقتصاد و سلامت گم شده و توازن سواد­آموزی در کشور بهم خورده است. این دردی است که امروز صدا ندارد اما فردا اشک ما را در خواهد آورد. ما محکوم به پذیرش تبعیض نیستیم، به شرط آنکه آن را انکار نکنیم و برای زدودن آن کاری بکنیم. اینترنت را عادلانه تقسیم کنیم؛ خانواده­های محروم را با کمک نهادهای انقلابی و خیّرین به گوشی و تبلت مجهز کنیم. شبکه ملی اطلاعات را راه بیندازیم تا نگران محتوای مجازی نباشیم. هرجا امکانات نبود، پرچم آموزش حضوری را با رعایت ضوابط بهداشتی، نیمه­افراشته نگه داریم تا فرصت آموزش از هیچ دانش­آموزشی سلب نشود. کار زیاد است و راه دراز، اما جوان پای­کار می­خواهد و پیر راه­بلد. هرکس زور مطالبه­گری در بازو دارد، بسم الله …

t

نویسنده : زهرا محسنی فر | منبع خبر : فریاد خوزستان
به اشتراک بگذارید