امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Thursday, 21 November , 2019
امروز : پنج شنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۸ - 24 ربيع أول 1441
شناسه خبر : 911
  پرینتخانه » دسته مطالب اسلایدری, سیاسی, یادداشت تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۸ - ۰:۱۷ | | ارسال توسط :
آرایش انتخابات مجلس 98:

شاجا ( شورای ائتلاف جریان ارزشی)

«شورای ائتلاف جریان ارزشی»، عنوان جدید شورای وحدت اصولگرایی است که طی چندین انتخابات گذشته، درست ۵-۶ ماه قبل از انتخابات تشکیل و بعد از انتخابات هم منحل می شد.

شاجا ( شورای ائتلاف جریان ارزشی)

شاجا ( شورای ائتلاف جریان ارزشی)

داود مدرسی یان – «شورای ائتلاف جریان ارزشی»، عنوان جدید شورای وحدت اصولگرایی است که طی چندین انتخابات گذشته، درست ۵-۶ ماه قبل از انتخابات تشکیل و بعد از انتخابات هم منحل می شد.

 

شورای وحدت اصولگرایی در انتخابات مجلس هشتم با مکانیزم ۵+۶ و در انتخابات مجلس نهم با مکانیزم ۷+۸ (که بعد در عمل ۷+۶ شد) و در انتخابات مجلس دهم با سه ضلعی «جبهه پیروان و مؤتلفه + جبهه پایداری + رهپویان و ایثارگران» تشکیل شد.

مکانیزم ۵+۶ یعنی ۵ نفر بعنوان داور و ۶ نفر نماینده تشکل ها. مکانیزم ۷+۸ هم یعنی ۷ نفر داور و ۸ نفر نماینده تشکل ها.

جمعی از اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم و نهم، مدعی بودند که برای داوری و زعامت و رهبری، جامعتین یعنی جامعه مدرسین حوزه های علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران را قبول دارند اما جبهه پایداری این داوری را در انتخابات مجلس نهم نپذیرفت.

اوج همگرایی سیاسی اصولگرایی و انقلابی ها در انتخابات ها در این چند برهه است: انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ در حمایت از ناطق نوری، انتخابات مجلس هفتم با مدیریت ائتلاف آبادگران ایران اسلامی در سال ۸۲، انتخابات دور دوم ریاست جمهوری در ۳ تیر ۸۴ در رقابت هاشمی و احمدی نژاد، انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و انتخابات مجلس دهم در سال ۹۴٫ در برخی از این مقاطع موفقیت حداکثری حاصل شده و در برخی مقاطع هم شکست حداکثری.

اصولگرایان اما در چند دوره ی اخیر از سال ۹۲، شکست پشتِ شکست سهم آنان شده، که نیاز جدی به آسیب شناسی است؛

بصورت اجمال اشاره می کنیم اما نیاز است مفصل پرداخته شود:

کارنامه دوسال آخر احمدی نژاد، تحریم های فلج کننده دشمن و تغییر محاسبات افکار عمومی مردم که تنها راه حل مشکلات مذاکره و سازش است، تفرق و تعدد و تکثر در جریان اصولگرایی، گرفتن حالت تدافعی و دفاع از وضعیت موجود توسط بزرگان و بدنه اصولگرایی به جای مطالبه گری و انتقاد از وضعیت موجود، دوری از مطالبات مردمی، عدم فهم واقعیات میدانی و مطالبات اجتماعی و مشکلات معیشتی ملت، فراموشی سه قشرِ مؤثر «اساتید و معلمان و دانشگاهیان + سلبریتی ها و بازیگران و بازیکنان + زنان و دختران» و عدم برنامه ریزی گسترده برای سه قشر، فهم نکردن فضای مجازی و درک نکردن اهمیت و عدم استفاده درست از آن و اتخاذ رویکرد منفی و فیلتری در برابر فضای مجازی، انفعال و سکوت در برابر اخبار مفاسد اقتصادی بجای مطالبه عدالتخواهی، عدم کادرسازی و پرورش نخبه سیاسی و مدیر کارآمد و چندین عامل دیگر جزو عوامل شکست جریان مدعی اصولگرایی است که بطور خلاصه می توان گفت فهم نکردن مردم و مطالبات آنان و نیازهای عصر جدید، فهم نکردن جوانان بالاخص جوانان انقلابی، دست بزرگان اصولگرا را در انتخابات خالی کرد.

در طول سال های متمادی اما احزاب و جریانات اصولگرا، بجای آسیب شناسی این مسائل و تلاش برای رفع این ضعف ها، فقط یک رویکرد اتخاذ کردند و آن هم تلاش برای «وحدت» و «ائتلاف» حداکثری بودند. ائتلاف یا وحدتی که اگرچه مهم است اما همه راه حل نبود، بلکه بخشی از راه حل بود. بدین ترتیب، حرف از وحدت و ائتلاف شد راهبرد اصلی حضرات اصولگرا و مهم ترین دغدغه و برنامه انتخاباتی آنان! برای هر انتخابات یکسال وقت می گذارند تا به ائتلاف برسند اما از مسائل مهم تر غافل ماندند.

در ادامه همین تلاش ها، چندماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، تشکلی سر برآورد به نام جمنا(جبهه مردمی نیروهای انقلاب). که در مطالب گذشته به آن پرداختیم؛

لینک نقد و بررسی #جمنا:

Https://eitaa.com/modaresian/1590

پایداری که از اول به جمنا نپیوست، بعد از انتخابات قالیباف، سپس جبهه پیروان و سپس مؤتلفه و دیگران، یکی یکی از جمنا جدا شدند، آن نهاد … هم جمنا را از دستور کار کنار گذاشت!

حالا با توجه به اینکه جمنا نتوانسته مهم ترین برنامه اصولگرایان که همان ائتلاف بود را برآورده کند باز به شورای وحدت روی آورده اند اما با عنوان «شورای ائتلاف جریان ارزشی».

شورای ائتلافی متشکل از ۲۵ نفر است من جمله آقایان: حدادعادل، محمدرضا باهنر، سروری، زاکانی، محسن رضایی، پرویز سروری، پیرهادی، مهدی محمدی و …! سه نفر از جامعه روحانیت مبارز هم پورمحمدی، مصباحی مقدم و تقوی هم در این شورا حضور دارند.

شورا سعی می کند در قدم اول برای هر استان، جمعی را به عنوان هیئت مؤسس منصوب و معرفی کند و رئیس و دبیر هیئت مؤسس با نظر اعضا مشخص شود. سپس آن جمع اولیه در هر استان، تعدادی از نمایندگان احزاب در استان ها را به هئیت مؤسس اضافه کند، سپس لیستی از جوانان را بین خودشان به انتخابات بگذارند و ۷ تا ۹ نفر جوان(مردان جوان) و ۵ نفر از بانوان را انتخاب کنند که در مجموع یک جمع ۲۵ تا ۳۰ نفره در هر استان تشکیل شود. در مراحل بعدی همین مدل را در شهرستان ها هم به اجرا در می آورند.

این روند در مرکز کشور و در مراکز استان ها، ماه ها طول خواهد کشید و عملاً ۸۰ درصد توانِ نیروهای مؤثر و انقلابی که پای کار این مجموعه رفته اند خرج جلسه پشت جلسه خواهد شد. جلساتی با محوریت بحث و جدل راجع چگونگی سازماندهی و انتخاب اعضای شوراها و رأی گیری های مداوم برای تشکیل شورای ائتلاف در سراسر کشور؛ برای چه کاری؟ برای اینکه هر شورا در هر شهر، رأی گیری کند و کاندیدای موردنظر شورای وحدت را معرفی کند تا نهایت در لیست نهایی قرار بگیرد.

حالا شما قضاوت کنید؛ ملت در کلان شهرها و شهرهای کوچک چقدر لیستی رأی خواهند داد؟ چنددرصد این لیست بر آرا مؤثر است؟ اگرچه منکر تأثیر حداقلی لیست ها خاصه در کلان شهرها نیستیم اما به همین راحتی می بینید برنامه های اصلی، یعنی جریان سازی در انتخابات، گفتمان سازی، کلیدواژه سازی، تبلیغات نامزد مورد نظر، چرخاندن کاندیداها مسجد به مسجد، محله به محله، روستا به روستا، خانه به خانه، اساساً جزو برنامه های اصلی و محوری احزاب اصولگرا و شورای ائتلاف نخواهد بود.

یک جریان سیاسی در کلان می بایست حداقل تا ۵-۶ ماه قبل از انتخابات، سازماندهی اش تمام شده باشد که در ۵-۶ ماه مانده به انتخابات به جریان سازی، گفتمان سازی، تبلیغات و … بپردازد.

ناگفته پیداست این روش حزب داری و تشکل سازی ها دم انتخابات، حقیقتاً خالی از محتوا و برنامه ریزی و آینده نگری و طراحی عملیات تبلیغاتی و روانی است و باعث به هدر رفتن نیروی عناصر انقلابی است که هر کدام می توانند یک طرح و برنامه تبیین و روشنگری و جریان سازی و طرح ریزی در کشور داشته باشند.

اما پشت پرده شاجا چه جریاناتی حضور دارند؟

شاجا یک حلقه ۳-۴ نفره پشت پرده دارد که از آن می گذریم؛ در مرکز سعی کرده از همه طیف ها دعوت به عمل آورد. دعوت از علی لاریجانی، محسن رضایی، قالیباف، پایداری، جمنا، جبهه پیروان، مؤتلفه، جماران(تشکل جدید مهرداد بذرپاش).

جامعه روحانیت مبارز تهران که حالا با دبیری شیخ پورمحمدی وزیر دادگستری دولت روحانی و ریاست موحدی کرمانی، سخنگویی مصباحی مقدم و نقش آفرینی ابوترابی می خواهد در سطح کشور فعالیت کند به احتمال زیاد نقش تمام کننده و محوریت را در شاجا بازی خواهد کرد.

پایداری کماکان این مکانیزم را نپذیرفته؛ مکانیزم شورا در استان ها و شهرستان ها به شدت متزلزل است، قالیباف کماکان کج دار مریز حرکت می کند و سعی کرده گفتمان نواصولگرایی و جبهه پیشرفت و عدالت خودش را جداگانه پیش ببرد.

علی اکبر ناطق نوری فردی که قریب ۱۰-۱۵ سال از دنیای سیاست فاصله گرفت و در این مدت به طیف رقیب خود در سال ۷۶ یعنی اصلاحات نزدیک شده و با هاشمی و میرحسین موسوی و سیدمحمدخاتمی ائتلاف کرده بوده این روزها هم قرار است به جامعه روحانیت بازگردد تا شاید نقطه اتصالی باشد بین اصولگرایان سنتی، اعتدالیون و میانه روهای اصلاح طلب. شاید ناطق در آینده بتواند بر سرنوشت شاجا مؤثر باشد اما در حال حاضر حدادعادل، محسن رضایی، محمدرضا باهنر، مهدی چمران و برخی جوانان در شاجا به شدت مشغول به کارند.

برخی کارشناسان سیاسی معتقدند ورود ناطق نوری به انتخابات برای زنده کردن دوقطبی فریبنده سال ۷۶ است.

نویسنده : داود مدرسی یان | منبع خبر : فریاد خوزستان
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.