هنوز مسئولین دولتی خطای انتقال آب را نپذیرفته اند کرامت حافظی، فعال محیط زیست در گفتگو با دوهفته نامه فریاد خوزستان:

هنوز مسئولین دولتی خطای انتقال آب را نپذیرفته اند

کرامت حافظی، فعال محیط زیست در گفتگو با دوهفته نامه فریاد خوزستان:

هنوز مسئولین دولتی خطای انتقال آب را نپذیرفته اند

مسئله انتقال آب برای مصارف غیرشرب به حدی حیاتی است که مسائل امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد.
ضربات انتقال بی رویه آب خوزستان به استان های کویری به حدی کاری است که منجر به معضلات جدی چون بیکاری، افزایش آسیب های اجتماعی، کاهش محصولات کشاورزی، آلودگی های زیست محیطی، ریزگردها، کم آبی و قطعی آب شرب در سال های اخیر شده است.
در این زمینه با کرامت حافظی، فعال محیط زیست خوزستان به گفتگو نشسته ایم. متن زیر حاصل گفتگوی خبرنگار فریاد خوزستان با وی است:

۱) آیا انتقال آب بین حوزه ای در جهان متداول است؟
در دنیا انتقال آب بین حوزه ای به عنوان آخرین کار و فقط برای شرب و آن هم به شرطی که به مبدا آسیب وارد نکند و در مقصد هم نهایت صرفه جویی شده باشد و آن هم به عنوان آخرین راهکار و زمانی که هیچ راه حلی نیست توصیه شده و آن هم خیلی محدود.

۲) انتقال آب کارون از کی شروع شد و چرا؟
اولین تفکر انتقال آب بین حوضه ای در ایران در زمان شاه عباس صفوی شکل گرفت و تلاش نمودند آب کارون از کوهی که بعدها کوه کارکنان نام گرفت به زاینده رود تزریق کنند که عملا نتوانستند و آن هم به علت این بود که اصفهان را پایتخت قرار داده بودند و آنجا در فلات مرکزی با کم آبی مواجه می شد و نیازهای خوراک لشکریان را نمی توانست تامین کند و به همین علت هم از پایتختی افتاد ؛ یعنی جایی که مناسب جمعیت زیاد نبود نباید پایتخت باشد و یا توسعه ای داشته باشد که جواب گوی آن نباشد؛ متاسفانه از این تجربه حکمرانان بعدی بهره نبردند و اولین انتقال آب سرشاخه های کارون از تونل اول کوهرنگ در سال ۱۳۳۲ در دوران ستم شاهی و بدون نادیده گرفتن حقآبه جوامع محلی در کوهرنگ چهارمحال و بختیاری با غصب آب و زمین انجام شد. آن هم برای غیر شرب ؛ برای توسعه کشاورزی و صنعت ؛ در آن زمان ذوب آهن اصفهان و صنایع استان اصفهان حدود ۵ میلیون متر مکعب آب مصرف می کردند .
انتقال آب از کارون باعث توسعه کشاورزی در استان اصفهان شد و همینطور توسعه صنعت، در حالیکه این آب انتقالی اصلا برای صنعت و کشاورزی، اقتصادی و به صرفه نبود و در واقع این به معنی نابودی بیت المال کشور بود.

۳) نقش هرکدام از دولت ها در این امر چه بوده است؟
متاسفانه بعدها نیز رؤسای جمهور بعد از انقلاب زادگاهشان مناطق فلات مرکزی بود و تفکر انتقال آب و آب مازاد که در واقع طرح های آمریکایی زمان شاه بود همچنان در بدنه وزارت نیرو بدون در نظر گرفتن آثار سوء آن ادامه یافت ؛ مثلا مطالعات اولیه تونل های کوهرنگ مربوط به بعد از جنگ جهانی دوم است ؛ اما این ها در سالهای بعد با تصور اینکه کارون آب مازاد دارد و هم اینکه همسو بود انتقال آب آن به زادگاه رؤسای جمهور مانند مرحوم هاشمی رفسنجانی و یا خاتمی ادامه یافت و در دوران آنها شاهد هستیم که وزارت نیرو و یا معاونان آنها و یا رؤسای شوراهای آب از مقاصد انتقال آب کارون انتخاب شدند و البته الان هم شاهد این موضوع هستیم ؛ که وزیر نیرو؛ مدیر عامل منابع آب کشور؛ اعضای شورای عالی آب؛ معاون اول رئیس جمهور زادگاهشان استان های مقصد انتقال آب کارون است.

۴) آب انتقال داده شده در مبدا به چه مصارفی میرسد؟ (شرب، کشاورزی، صنعت…) اگر بتوانید مستند و با ذکر آمار بفرمایید بهتر است. مثلا در کدام قسمت برای کشاورزی است؟ کدام قسمت برای صنعت منتقل میشود؟
انتقال آبها برای غیرشرب است و با وجود ممنوعیت انتقال آب برای غیرشرب، اما با نفوذ افراد، عنوان این انتقال غیرقانونی را انتقال برای شرب قرار داده اند؛ استان اصفهان با آب کارون تبدیل به یکی از قطب های کشاورزی کشور گردید و از حدود ۴۰ هزار هکتار کشاورزی و باغات این توسعه حدود ۴ برابر شد و آن هم عموماً بصورت غرقابی؛ مصرف آبِ صنعت اصفهان که ۵ میلیون متر مکعب آب بود به ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون متر مکعب آب رسید و البته این مصرف در افق ۱۴۰۰ تا حدود ۴۰۰ میلیون متر مکعب آب است.
کشاورزی استان اصفهان هم [به میزان] حدود یک میلیارد و دویست تا پانصد میلیون متر مکعب آب رسید؛ البته همه این ها در شرایط تَرسالی و عادی است اما به ناگاه در دوره ای که الان بیش از ده سال طول کشیده است ما مواجه شدیم با کاهش آورد آب از کوه های زاگرس؛ یعنی آب بسیار کم شده است؛ در حالیکه زمین های کشاورزی در مقاصد آب انتقالی کارون شکل گرفتند و حق آبه کاذب برای آنها تعریف شد؛ صنایع فولاد و پتروشیمی و پالایشگاها ی اصفهان که اصلا نباید آنجا باشند و چون صنایع آب بر هستند می بایست در سواحل دریا می بودند امروز جزو بزرگترین صنایع آب بر کشور و خاورمیانه هستند و هر روز هم در حال توسعه هستند و جالب است که بدانید این صنایع فولاد مثلا تا به حال سود آور نبوده و قیمت و هزینه تولید همیشه بیش از فروش بوده و در برخی سالها به گفته خود مسولان فولاد فقط توانستند هزینه تولید و فروش را مساوی کنند و هیچگاه تا کنون سود آور نبوده است.
آب و برق یارانه ای و صنایع رانتی اما فقط به اصفهان ختم نشد و مسولان و وزرای نیرو مثلاً اهل یزد تصمیم گرفتند یزد را با آب انتقالی کارون در مسیر زاینده رود به قطب فولاد کشور تبدیل کنند و یا مثلا آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور قول داده است کرمان را به قطب تولید فولاد کشور تبدیل کند و اینها با کدام آب ؟ با آب انتقالی کارون؛ آن هم در اوج کم آبی و آورد کم کارون و اوج تغییرات اقلیمی که هر سال بدتر از سال قبل می شود ؛ امسال اگر باران ها ی اردیبهشت نبود قطعا خوزستان با قطعی برق و حتی نابودی آب شرب مواجه بود؛ سال آینده چطور؟ سالهای بعد چطور؟ آثار این ویرانی و طرح های انتقال آب نابودگر کارون ابدی و همیشگی است .
ریزگردهای داخلی خوزستان وابسته به رودهای داخلی خوزستان مانند کارون هستند و شکل گیری آنها که قبلا نبودند به علت کاهش آب است و کنترل آنها نیازمند آب است.

۵) در حال حاضر پروژه های انتقال آب در چه وضعیتی بسر میبرند؟ چند تونل فعال می باشد؟
تا کنون ۶ سرشاخه انتقالی نابودگر از کارون به طور کامل انتقال داده شده است؛ تونل اول کوهرنگ در سال ۳۲ تا کنون؛ تونل دوم کوهرنگ از سال ۶۸ تا کنون؛ تونل چشمه لنگان از سال ۸۴ تاکنون؛ سد کمال صالح از سال ۹۰ تاکنون؛ تونل خدنگستان از سال ۹۲ تاکنون؛ انتقال آب بیش از حد شرب به قمرود از سال ۹۵ تا کنون همه این انتقال آب ها بجز بخش اندکی آب شرب برای قم مابقی برای صنعت و کشاورزی که اصلا نباید در فلات مرکزی شکل می گرفت چرا که کاملا غیراقتصادی است و کاملا ضدمحیط زیستی(هیچکدام مجوز محیط زیستی ندارند) متاسفانه از تعطیلات عید همین امسال پمپاژ تونل سوم کوهرنگ که هفتمین انتقال آب سرشاخه‌های کارون است نیز شروع شد حتی پیش از تکمیل سد آن و این ها همه از سرشاخه های دائمی و برف چال ها و یخچال های زاگرس و مهمترین آب های جاری به کارون هستند؛ بطوریکه ما در مقطع اهواز جز فاضلاب چیزی در کارون نداریم و سال به سال وضع بدتر می شود و امروز کارشناسان بهداشت نگران آب شرب خوزستان هستند؛ حتی طرح های تامین آب شرب اهواز از رود دز و یا کرخه است! یعنی به قدری کارون نابود شده است که حتی امیدی به احیا آن نیست ولی با همین وجود در سال گذشته بزرگترین کارخانه فولاد ریلی خاورمیانه در اصفهان افتتاح شد و هر ساله شاهد افتتاح کارخانه های آب بر در یزد و کرمان و اصفهان یعنی مقاصد انتقال آب های کارون هستیم و حتی استاندار اصفهان می گوید یک سوم وقت خودم را برای انتقال آب های بیشتر از تونل کوهرنگ سوم گذاشته ام و از سوی دیگر وعده شهرک های جدید پتروشیمی در اصفهان را میدهد و پول سد کوهرنگ سوم را هم فولاد مبارکه میدهد[فقط یک قلم ۵۰۰ میلیارد تومان اعلام شد] و اینها همه یعنی انتقال آب برای غیرشرب است؛

۶) چرا مسئولین اصفهانی می گویند اصفهان کم آب شده؟
حالا اینکه چرا در اصفهان زاینده رود جاری نیست به علت افراط در برداشت آب است و هم اینکه تونل های گذشته کم آب شده اند؛ هم اینکه آورد کارون و تونل های انتقالی آن حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد کاهش یافته است ؛ اما این به معنی افزایش تونل های انتقال آب و طرح های شکست خورده انتقال آب نباید باشد!

۷) اصفهانی ها در همین کم آبی، هنوز از صنایع آب بر به شکل عجیبی استفاده می کنند و همچنین کشاورزی و محصولات آب بر چون برنج و …؟ از مدیریت غلط آب در اصفهان بگویید.
بله، در تابستان گذشته در غرب شهر اصفهان و در استان اصفهان از لنجان، ورنامخواست، زرین شهر، شهر زاینده رود و باغ بهادران و …. شاهد برنجکاری بودیم و این در حالی بود که آب از زیر سی سه پل عبور نمی کرد! یعنی آب وارد استان اصفهان می شد اما در غرب اصفهان این آب صرف برنجکاری و یا صنایع می شد؛ چون صنایع آب بر اصفهان در غرب این استان هستند؛ مدیریت غلط آب در اصفهان صنایع آب بر را روز به روز بزرگتر کرده است در حالیکه آب روز به روز به علت تغییرات اقلیم کمتر شده است؛ در اصفهان بزرگترین مراکز تفریحات آبی و بزرگترین فضای سبز مصنوعی کشور با آب های انتقالی شکل گرفت ؛ چون از ابتدا انتقال آب ها برای غیر شرب بود ؛ مصرف اسرافکارانه و غیر اقتصادی هر روز بیشتر و بیشتر شد.

۸) غیر از اصفهان، چرا آب را به استان های دیگر منتقل دادند؟
استان های دیگر مانند یزد و کرمان نیز به رقابت افتادند برای انتقال آب های کارون تا در رقابت با اصفهان مراکز صنعتی بیشتری داشته باشند و این میان مسیر کارون از سرچشمه ها در چهارمحال بختیاری تا خوزستان بدترین شرایط را پیدا کرده است ؛ بطوریکه خوزستان مشکل آب شرب و ریزگرد داخلی دارد و مناطقی از چهارمحال بختیاری با تانکر آب رسانی می شوند.

۹) آیا انتقال آب برای صنعت و کشاورزی صرفه اقتصادی دارد؟ هزینه انتقال آب از کجا تامین میشود؟
جالب است بدانید انتقال آب کارون هزینه اش بیش از جابجایی صنایع آب بر فلات مرکزی به سواحل است؛ یعنی الان با هزینه های خیلی بالا محصولات صنعتی و کشاورزی در اصفهان با آب کارون تولید می شود و همین است که ارزش اقتصادی و رقابتی در کشور ندارد و اگر آب به قیمت واقعی به آنها و نه یارانه ای ارائه شود آن وقت می توان فهمید که مثلا هزینه انتقال یک متر مکعب آب انتقالی کارون به کرمان بیش از ۱۰ هزار تومان است و این قیمت بالا تولید هیچ محصول صنعتی و کشاورزی را اقتصادی نمی کند و فاجعه است…

۱۰) در حال حاضر راهکار چیست؟ توقف همه ی پروژه ها؟ کاستن از حجم انتقال؟
ما در مورد انتقال آب های کارون در یک وضعیت انجام شده قرار داریم یعنی شش سرشاخه کارون بطور کامل انتقال یافته اند و هر سال آورد آب آنها که از چشمه های دائمی و برف چال ها و یخچال های زاگرس بوده است بطور سالانه منتقل می شود. پس ما در مورد اولین یا دومین انتقال آب صحبت نمی کنیم؛ درمورد انتقال آب های متعدد که کامل انجام شده است و هر ساله آوردآب آن سرشاخه ها به این مسیرهای جدید اضافه می شود صحبت می کنیم که اتفاقا برای غیرشرب هم هستند؛ یعنی کارخانه و زمین های کشاورزی بر اساس آنها فعال هستند که البته در سالهای خشکسالی و شاید تغییرات اقلیمی که شاید قرار است حالا حالا اینطور باشد و آبی نباشد آن بخش کشاورزی با آب انتقالی را کاهش داده؛ اما کشاورزی که با آب انتقالی کارون در اصفهان و یزد و. .. کشت می کرد در سالهای اخیر آب کم داشته اما برای خود حق می داند آن آب انتقالی را ؛ و این به این علت است اولویت های وزارت نیرو اول شرب و بهداشت و دوم صنعت است و اگر آبی ماند برای کشاورزی و اگر باز آبی ماند و در اولویت چهارم محیط زیست است؛ یعنی در آب های انتقالی کارون صنعت که در اولویت دوم تخصیص بوده، بزرگتر شده در مقاصد انتقال آب و کشاورزی را تحت تاثیر قرار داده است. چون آورد آب ها هم کم شده این تاثیر بیشتر دیده می شود.
اما چه باید کرد؟ از ابتدا خطایی بزرگ شکل گرفته است؛ اولین کار اینکه باید فهمید این کارها خطا بوده است که ما هنوز در این مرحله هستیم هنوز وزارت نیرو و حتی مثلا رئیس سازمان محیط زیست؛ رؤسای جمهور و معاونان آنها این خطا را توجیه می کنند و هنوز اعتراف به خطا نکرده اند و یا حتی گاهی که حرفی به میان می زنند در عمل در حال انتقال آب های جدید هستند! در این مرحله آگاهی مهمترین اقدام است؛ هم آگاهی مردم و هم مسئولان دلسوز و هم رانت های منطقه گرا که اتفاقا آنها همه کاره هستند! همین که بدانند که همه خطای آنها را مطلع هستند موثر است؛ از سوی دیگر باید طرح های نیمه کاره انتقال آب های کارون مانند تونل سوم کوهرنگ که هفتمین انتقال آب سرشاخه‌های کارون است؛ که هنوز سد آن انجام نشده و در حد پمپاژ فعلا آب را از کارون انتقال می دهند متوقف نمود؛ و بهشت آباد را تعطیل کرد؛ خرسان و ونک سولگان و …را تعطیل کرد؛ یعنی فقط همین شش انتقال که کامل انجام شده فعلا باشد و بیشتر را جلوگیری کرد؛ هزینه ای برای انتقال آب دیگر انجام نشود و از سوی دیگر کارخانه های جدید فولاد و پتروشیمی و پالایشگاه در فلات مرکزی که در حال ساخت هستند علاوه بر کارخانه های قبلی را جلوگیری کرد یعنی بارگذاری های غیر شرب را در فلات مرکزی و در مقصد جلوگیری کرد؛ از سوی دیگر شرب و بهداشت در مقاصد انتقال آب ها جدا سازی شود چون قانون میگوید فقط شرب مجاز است حتی بهداشت و استحمام و نظافت نباید از آب انتقالی باشد؛ و انتقال آب های گذشته ده ها برابر بیش از شرب است ؛ ضمن همه مناطق مقصد خودشان منابع آبی هم داشته اند و این که منابع آب خودشان را به کشاورزی و صنعت اختصاص دهند و بعد بگویند ما آب شرب نداریم نیز نوعی زیاده خواهی و دور زدن قانون و شرع است!
اما مسئله دیگر اینکه اصلا جایی که برای انتقال آب در نظر گرفتن یعنی زاگرس مرکزی و سرشاخه های کارون اصلا آب دارد؟ باید پاسخ داد خیر ؛ آبی حتی برای انتقال نیست اگر قرار است این همه هزینه شود و دعوا درست شود و بحران درست شود برای آبی که نیست؛ پس چرا ادامه داد؟ سرشاخه های کارون حدود پنجاه تا هفتاد درصد و حتی گاهی بیشتر کاهش آورد آب پیدا کرده اند؛ یعنی برف و باران حدود ده سال و بیشتر است که هر سال کمتر شده و خوزستان هر سال گرمتر شده است و این از یک تغییرات اساسی حکایت می کند؛ یعنی اصلا آبی نیست برای انتقال؛ لذا استان های فلات مرکزی اول و منطقی این است که صنایع خود را به مناطق دیگر به مرور جابجا کنند و به سواحل دریا ها ببرند چرا که مثلا جایگاه اصلی فولاد مبارکه هرمزگان بود و با رانت به آنجا رفت؛ یعنی صنایع باید در مقصد انتقال آب ها کاهش یابد و به سمت صنایع غیر آب بر و دانش بنیان بروند در فلات مرکزی و کشاورزی هم فقط با آب طبیعی که دارند و نه آب انتقالی که اصلا اقتصادی نیست با روش های نوین انجام شود و آخر نیز اگر آبی نیاز دارند برای شرب و…از آب شیرین کن های دریا و انتقال از دریای جنوب باشد و نه نابودی سرشاخه های کارون که حقآبه مناطق دیگر است و معترض و معارض دارد یعنی اگر آب میخواهند از جایی ببرند که حقآبه کارون نباشد و معترض و معارض نداشته باشد.
به هر حال امروز اقدام کردن بهتر است از فردا و شاید ما تنها نسلی باشیم که بتوانیم کمی شرایط را بهتر کنیم و فردا خیلی خیلی دیر باشد چرا که این اقدامات تخریب و نابودی ابدی به دنبال دارد.