امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Thursday, 29 October , 2020
امروز : پنج شنبه, ۸ آبان , ۱۳۹۹ - 13 ربيع أول 1442
شناسه خبر : 1031
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۰۳ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۴:۳۶ | | ارسال توسط :
هفته نامه فریاد خوزستان - شماره 7

اعتدالیون عصر اباعبدالله (ع)

اعتدالیون عصر اباعبدالله (ع) شماره هفتم ۳ شهریور چون حسین(ع) از مدینه جدا شد ورق کاغذی طلبید و در آن نوشت: «بسم اللّٰه الرحمن الرحیم از حسین بن علی بن ابی طالب به بنی هاشم، اما بعد، هر کدام به من بپیوندید، شهید می‌شوید وهرکه این کار را نکند، به پیروزی نمی‌رسد و السلام» عاشورا […]

اعتدالیون عصر اباعبدالله (ع)

اعتدالیون عصر اباعبدالله (ع)

شماره هفتم

۳ شهریور

چون حسین(ع) از مدینه جدا شد ورق کاغذی طلبید و در آن نوشت:

«بسم اللّٰه الرحمن الرحیم از حسین بن علی بن ابی طالب به بنی هاشم، اما بعد، هر کدام به من بپیوندید، شهید می‌شوید وهرکه این کار را نکند، به پیروزی نمی‌رسد و السلام»

عاشورا واقعه ای برای همه دوران هاست. کل یوم عاشورا یعنی هرروز عاشورا تکرار می شود. مقام معظم رهبری در تفسیر این جمله می فرمایند: «در هر دوره‌ای انسان‌ها نقشی دارند که اگر آن نقش را به ‌درستی، در لحظه مناسب، در زمان خود ایفا کنند، همه چیز به سامان خواهد رسید، ملت‌ها رشد خواهند کرد، انسانیت گسترده خواهد شد.»

امام حسین علیه السلام پس از خروج از مدینه همه را دعوت به همراهی کردند؛ همه را. ولی عده بسیاری از همراهی امام سرباز زدند. و عده ای نه تنها دعوت را اجابت نکردند؛ بلکه درصدد منصرف کردن امام برآمدند!

عاشورا اتفاق افتاد و فرزند رسول خدا را به مسلخ بردند؛ چون عده ی بسیاری نتوانستند نقش خود را که همانا یاری امام بود، به درستی ایفا کنند. در این مقاله، به گروهی اشاره می کنیم که به دلایلی آنان را «اعتدالیون» دوران اباعبدالله می نامیم. کسانی که از ابتدای حرکت اباعبدالله در جریان همه چیز بودند؛ دوستدار امام و حتی از نزدیکان ایشان بودند؛ اما سعی کردند امام را از تصمیمش (حرکت به سمت کوفه) منصرف سازند.

قضاوت بر اساس نقل های گاه متعدد تاریخی درباره عملکرد این افراد سخت است؛ برخی از آنان از روی دلسوزی و بعضا با اهداف دیگری از حضرت سیدالشهداء(علیه السّلام) درخواست کردند که به کوفه نرود. به همین دلیل به علل جا ماندن این افراد نمی پردازیم و تنها نکته مورد توجه این مقاله، تلاش این افراد در منصرف کردن امام، پافشاری بر تصمیم خود در برابر تصمیم و درخواست و دعوت امام و در نهایت تنها گذاشتن ایشان است. اینجا فقدان یک عامل بشدت دیده می شود؛ غفلت از جایگاه بلند امامت، علم، عصمت و هدایت گری امام و نیز جایگاه رهبری جامعه!

شخصیت های شناخته شده ی زیادی از مدینه تا مکه و سپس مسیر مکه تا عراق با امام مواجه شده و مورد دعوت ایشان قرار گرفتند. در این مقاله نحوه مواجهه سه نفر از معروف ترین این افراد با حضرت سیدالشهدا را به اختصار مرور می کنیم:

عبدالله بن عباس: ابن عباس پسر عموی پیامبر(ص) و از صحابه بود. وی مشهورترین مفسّر قرآن، راوی حدیث، شیعه و حامی و یار سه امام اول، استاندار امیرالمومنین و مجاهد جمل و صفین و نهروان بود.ابن عباس هنگام حرکت آن امام حسین ع به عراق در مکه بود. دو بار با امام ملاقات نمود و او را از سفر به عراق بر حذر داشت.

در دومین ملاقات، ابن عبّاس نزد حضرت امام حسين (عليه السلام) آمد و مدّتى طولانى با وى سخن گفت و عرض کرد: تو را به خدا كه فردا خود را به حال تباهى به كشتن نده و به عراق نرو…امّا امام (عليه السلام) نپذيرفت. ابن عبّاس به او گفت: به خدا گمان مى برم كه فردا در ميان همسران و دخترانت كشته شوى… اگر مى دانستم كه با دست به گريبان شدن با تو می توانم همين جا نگاهت دارم، اين كار را مى كردم. ولى گمان نمى برم كه اين كار براى من سودى داشته باشد. حضرت امام حسين (عليه السلام) به او فرمودند: «اگر در جايى چنين و چنان كه گفتى كشته شوم، بهتر است از اين كه حرمت مكّه به وسيله من شكسته شود.» ابن عبّاس بسیارگريست.

عبدالله بی عمر:

عبد الله بن عمر فرزند خلیفه دوم  بود.  وی در زندگی بسیار احتیاط می‌کرد و به همین دلیل در فتوا دادن نیز محتاط بود.  منابع اهل سنت او را شخصیتی ضعیف و در امور سیاسی گوشه‌گیر معرفی کردند که از درگیری مردم با حکومت فراری بود و حتی اعتراض علیه حاکم فاجر را جایز نمی‌دانست. می‌گفت من در فتنه جنگ نمی‌کنم و پشت سر هر کس که پیروز شود نماز می‌خوانم.

وقتی امام حسین ع در مکه بود، ابن عمر بهمراه ابن عباس نزد ایشان رفت و گفت: در تصميمى كه گرفته ‏اى درنگ كن و از همين جا به مدينه بازگرد، در صلح اين قوم وارد شو و از وطنت و حرم جدّت رسول اللّه(صلّى اللّه عليه و آله) دور مشو…

امام بر او ايراد آوردند و فرمودند: «افسوس از اين سخن براى هميشه مادام كه آسمانها و زمين باشند، من از تو اى عبد اللّه، مى ‏پرسم كه آيا من نزد تو بر خطا هستم؟ پس اگر بر خطا باشم مرا بازگردان كه من مى ‏پذيرم و مى ‏شنوم و فرمان مى ‏برم.»

ابن عمر گفت: سوگند به خدا نه، خداوند متعال، فرزند دخت پيامبر خدا را بر خطا قرار نمى ‏دهد …ولى من بيم دارم كه اين چهره زيباى تو را با شمشيرها بزنند و از اين امّت چيزى را ببينى كه دوست ندارى پس همراه ما به مدينه بازگردد و اگر دوست ندارى بيعت كنى، هرگز بيعت مكن و در خانه ‏ات بنشين.

امام فرمودند: «هيهات اى فرزند عمر، اين قوم مرا رها نخواهند كرد…»

عبدالله بن جعفر: عبدالله بن جعفر بن ابي‌طالب از شخصيت‌هاي مشهور تاريخ اسلام و از اصحاب نزديك امامان نخستين شيعه است. او رسول خدا را درك كرده و از آن حضرت نيز رواياتي نقل نموده است. عبدالله نزد مورخان شيعه و سني از جايگاه والايي برخوردار است و از او با احترام ياد كرده‌اند. او از چهره‌هاي برجسته هاشمي و همسر حضرت زینب کبری بود.

عبدالله وقتی متوجه قصد حضرت اباعبدالله ع می شود، به ایشان نامه ای می نویسد تا از رفتن ایشان را منصرف کند:

بسم الله الرحمن الرحيم. به حسين‌بن علي از عبدالله بن جعفر. اما بعد تو را به خدا سوگند مي‌دهم كه از مكه خارج نشوي. من از كاري كه آهنگ آن را داري بر تو بيمناكم … اگر تو امروز هلاك شوي نور زمين خاموش خواهد شد…در رفتن شتاب مكن زيرا من نيز به دنبال نامه هستم. والسلام.

پاسخ امام به نامه او چنين است:

اما بعد نامه‌ات به من رسيد …به آگاهي تو مي‌رسانم كه من جدّم رسول خدا را به خواب ديدم، او از كاري به من خبر داد و من در پي آن مي‌روم، خواه به سودم باشد يا به زيانم. به خدا سوگند! اي پسرعمو چنانچه من در لانه هر جنبنده‌اي از جنبندگان روي زمين باشم مرا بيرون كشيده به قتل خواهند رساند…والسلام

ما این افراد را اعتدالیون عصر اباعبدالله می نامیم. در اصطلاح سیاسی به کسانی اعتدالی می گویند که خود را بر طریق عقل و منطق دانسته و حرکت انقلابی، جهادی و مقاومت را تندروی می دانند. بسیاری از اعتدالیون مخالفتی با جریان حق ندارند؛ اما تصور می کنند می شود به گونه ی دیگری بر باطل چیره شد؛ حتی از طریق سازش با ستمکار! همین نوع نگاه باعث تنهایی اباعبدالله ع و واقعه ی کربلا شد. درحالیکه اعتدال حقیقی در پیروی محض از ولایت است. فالراغب عنکم مارق والازم لکم لاحق والمقَصر فی حقکم زاهق. میانه روی حقیقی، تبعیت و ملازمت با ولی ست.

رهبرمعظم انقلاب: «صبر امام حسین(ع) فقط این نبود که بر تشنگی صبر کند، بر کشته شدن یاران صبر کند؛ اینها صبرِ آسان است. صبرِ سخت تر این است که دیگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هی بگویند آقا نکنید، این کار غلط است، این کار خطرناک است. هی ایجاد تردید کنند. چه کسانی؟ افرادی مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبیر، عبدالله عباس؛ این شخصیت های برجسته‌ی بزرگ آن روز دنیا، آقازاده‌ های مهم اسلام، اینها هی بگویند نکن این کار را. هر که باشد، اگر چنانچه آن عزم و آن اراده و آن ثبات در او نباشد، با خودش فکر میکند که من دیگر تکلیفی ندارم، اینها که دارند اینجوری میگویند، دنیا هم که دارد آنجوری حرکت میکند، بگوئیم و بگذریم.»

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.