امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Wednesday, 5 August , 2020
امروز : چهارشنبه, ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹ - 16 ذو الحجة 1441
شناسه خبر : 978
  پرینتخانه » آرشیو, پرونده ویژه, دسته مطالب اسلایدری تاریخ انتشار : ۱۷ تیر ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۰ | | ارسال توسط :
هفته نامه فریاد خوزستان - شماره 3

فرسایش کادر درمان خوزستان

فرسایش کادر درمان شماره سوم هفته نامه فریاد خوزستان پرستاری شغل با شرافتی است و پرستاران بخش کرونای بیمارستان­ها، انسان­های با شهامتی نیز هستند. به این افراد، پزشکان و کارمندان بخش نمونه­گیری و تست­های تشخیصی را نیز اضافه کنید. وقتی پای تهدید جان و سلامت در میان باشد، راه رفتن در بخش کرونایی­ها همان­قدر جسارت […]

فرسایش کادر درمان خوزستان

فرسایش کادر درمان

شماره سوم هفته نامه فریاد خوزستان

  • پرستاری شغل با شرافتی است و پرستاران بخش کرونای بیمارستان­ها، انسان­های با شهامتی نیز هستند. به این افراد، پزشکان و کارمندان بخش نمونه­گیری و تست­های تشخیصی را نیز اضافه کنید. وقتی پای تهدید جان و سلامت در میان باشد، راه رفتن در بخش کرونایی­ها همان­قدر جسارت می­خواهد که پرسه زدن در معبرهای مین­گذاری شده. پرستاری که ماسک، گان، شیلد و عینک محافظ را برای طولانی مدت می­پوشد، شبیه مبارزی است که غرق در اسلحه و ابزار جنگ است. رزمنده­ای که به جنگ می­رود، رفتنش با خودش و برگشتنش با خداست. حتی معلوم نیست چه زمان جنگ علیه دشمن مغلوبه می­شود و فرصت دیدار خانواده و اهل و عیال برایش فراهم می­گردد. رزمندگان خط مقدم مبارزه با کرونا چنین شرایطی دارند.
  • خوزستان امروز منطقه جنگی است. کرونا سوار پیک نمودار شده و خیال پایین آمدن ندارد. موج دوم همه­گیری کرونا در خوزستان از اوج نمی­افتد. جنگ، فرسایشی شده و ویروسی که گیر سه پیچ داده، دارد ما را فیتیله­پیچ می­کند. پیشگیری از جنگ شهری بهتر از بسیج امکانات برای جنگِ حادث شده است، اما شرایط امروز مبارزه با کرونا در خوزستان ملغمه­ای از پیشگیری و درمان است. امکانات محدود است و نیروی انسانی محدودتر. یورش ویروس از تمام اطراف و اکناف است و کادر درمان هنوز از امدادرسانی به زخمی­های جنگ کرونا فارغ نشده، در جبهه­ی پیش­گیری، غربالگری و موردیابی با هجوم پناهندگان روبرو می­شوند. بیمارستان­ها و بخش آی­سی­یو هنوز از هجمه­ی قبلی کرونا کمر راست نکرده و نفس باز نکرده، حملات کمرشکن و نفس­گیر جدیدی را باید دفع کنند. اوضاع خوب نیست. وضعیت قرمز است. شهر در آستانه­ی سقوط است.
  • روحیه­ی رزمندگان، عنصر اصلی در جنگاوری است و ایمان، عامل بنیادی در فتوحات است. کادر درمان استان خوزستان از اسفندماه سال گذشته یک نفس در حال جنگیدن هستند. پرستاران بسیاری در این مدت تنها چند بار موفق شده­اند خانواده خود را ببینند. هرکسی خدمت در بخش بیماران کرونایی را نمی­پذیرد. بعضی از آنها هم که می­پذیرند، بعد از مدتی می­بُرند و بیخیال می­شوند. بعضی­هاشان البته شهید می­شوند. طبق آمار ماه گذشته، کادر درمان کشور بیش از ۳۰۰۰ مبتلا و بالغ بر ۱۱۰ شهید سلامت داشته است که این ارقام رو به افزایش است. آن اوایل، توجه مردم و و رسانه­ها به فداکاری رزمندگان سلامت بیشتر بود. مردم با آنها همزادپنداری می­کردند. رسانه­ی ملی برای انعکاس حماسه­هاشان، مرتباً رپورتاژ می­رفت. این روزها اما حس و حالشان، حس و حال جانبازانی است که در گوشه­ی خانه­ها یا آسایشگاه جانبازان به فراموشی سپرده شده­اند.
  • درد بی­توجهی اما جایی تبدیل به زخم می­شود. وقتی که حجم، سختی، خطر و اهمیت کار کادر درمان نسبت به قبل از ظهور کرونا، چند برابر شده، انتظار می­رود که دولت قدردان این حمیّت و فداکاری بوده و لااقل در هنگامه­ی مبارزه با کرونا که باید شش­دانگ حواس کادر درمان به امدادرسانی باشد، نباید نیمی از توجهش به خاطر دریافتی­های چندرغاز به قسط و قرض و دخل و خرج ماهیانه باشد. گفته می شود حقوق رسمی­ها نسبت به سال گذشته افزایش ۵۰ درصدی و حقوق شرکتی ها افزایش ۳۵ درصدی داشته است. امیدواریم که این افزایش ها داستانشان شبیه داستان مهریه نباشد که نه کسی داده و نه کسی گرفته! نباید فراموش کرد که شرکتی ها حقوق ناچیز قانون­کاری می­گیرند و افزایش حقوق­های پلکانی آنها در کنار قیمت های نردبانی این روزها، دردی را دوا نمی کند.
  • تبعیض، نیشتری است که زیر زخم بی­توجهی می­زند و آستانه­ی تحمل درد را تقلیل می­دهد. تقسیم عادلانه­ی بی­توجهی، خودش نوعی عدالت است اما وقتی ببینیم که به کادر درمان فلان استان شمالی توجه ویژه شده ولی پرسنل زحمت­کش درمان استان خوزستان در شرایطی که پذیرای یک سوم مبتلایان جدید کشور هستند، مورد بی­مهری قرار می­گیرند، اگر داغ نکنیم، داغی بر دلمان که می­نشیند. درست است که استخدامی­هایی که در صف بوده­اند را جدیداً به خدمت درآورده­اند و نیروی تازه نفس به جبهه­های بیمارستانی فرستاده­اند، اما حجم نیاز به خدمات­رسانی بگونه­ای است که شیفت­های کاری را فشرده و نیروها را از تک­و­تا انداخته است. هنوز بی­خوابی شیفت قبلی را درست جبران نکرده­اند که شیفت بعدی شروع می­شود و این داستانِ یک هفته و یک ماه نیست؛ ماه­هاست ادامه دارد و معلوم نیست که تا کی ادامه خواهد داشت.
  • وقتی آمارهای ابتلا و فوتی، محرمانه می­شود، مردم و درمانچی­ها نمی­دانند کجای کارند. وقتی آمارها متناقض می­شود، اعتماد مردم سلب می­شود و بدبینی جای واقع­بینی را می­گیرد. وقتی فلان مقام مسئول می­گوید ۱۱ هزار نمونه تست کرونا در خوزستان مفقود شده و دیگری آن را قویاً تکذیب می­کند، آنچه ذبح می­شود “واقعیت” نیست بلکه “اعتماد مردم” است. آیا قسم حضرت عباس را باور کنند یا دم خروس را؟ وقتی کادر درمان از زبان مسئولین استانی می­شنوند که از لحاظ آماری وضعیت بدی نداریم و فلان شاخص­های ما نسبت به نُرم کشور بدتر نیست، خستگی به تنشان می­ماند. بماند که نامهربانی­های مسئولین گاهی گریبان زحمتکشان بخش درمان را می گیرد و در بحران کمبود نیروی انسانی، ترجیح می دهند عذر بعضی هاشان را بخواهند.
  • فراز و فرودهای آمار، مسئولین را سرد و گرم می کند. در کمرکش بحران، بازار قول و وعده داغ است. وعده جذب پرستاران نباید سرخرمنی باشد. قراردادهای ۸۵ روزه، بیکاری پرستاران را کنترل نمی کند، آنها را به بیگاری می کشد. از نگاه مدیریت منابع انسانی هم که به مسأله نگاه کنیم، نیروی کارِ آماده وجود دارد، نیاز به نیروی کار هم الی ماشاءالله، می ماند ساز و کارهای دولتی برای به خدمت گرفتن پرستاران که مثل همیشه در آن لنگ می زنیم. اگر مجوز جذب ۱۰ هزار پرستار صادر شده، نباید برای پیدا کردن آنها در بیمارستان های کرونایی، ذره بین انداخت.
  • اگر “آمار” برای مسئولین یک مفهوم انتزاعی دارد برای آنها که روز و شب با انبوه بیماران کرونایی سر و کار دارند، یک واقعیت عینی است. حس و درک مردم گاهی اعتبارش از آمارهایی که ضرب و تقسیم­ها و صورت و مخرج­هایش معلوم نیست از کجا آمده و اغراض و امیال و بزرگنمایی­ها و کوچک­نمایی­ها و سانسورها و بوق و کرناها معلوم نیست در کجای معادلاتش ضرب شده، بیشتر است. گرم بودن بازار عزل و نصب­ مدیران میانی حوزه بهداشت در استان خوزستان نشان می­دهد که آمارهای عملکردی و کارنامه­ای آنچنان که می­نمایند، نیستند.
  • اگر امروز دو برابر متوسط کشوری موردیابی داریم، یعنی پرسنل آزمایشگاهی ما دو برابر بیشتر زحمت می­کشند. وقتی از شرایط ۲۰۰۰ تایی امروز، قول رسیدن به ۵۰۰۰ نمونه­گیری در روز را به وزیر بهداشت می­دهند یعنی تازه سال همت مضاعف، کار مضاعف شروع شده است. وقتی به ازای هر تخت، بعضاً نیم نفر نیرو برای کار شبانه روزی داریم در حالی که استانداردهای جهانی ۳ نفر را پای کار می خواهد، یعنی پرستاران ما فشار طاقت فرسایی را تحمل می کنند. اگر کمتر از ۱ درصد زنان باردار در خوزستان مبتلا شده و تقریباً فوتی نداشته­اند یعنی پروتوکل­های بهداشتی تقریبا رعایت شده و بخش مراقبت زنان کارش را خوب انجام داده.
  • به نظر می­رسد انفجار کرونا در خوزستان بیشتر معلول ضعف مدیریت، سیاستگذاری­های نابجا، کنترل­های ضعیف و ضعف زیرساخت­های بهداشتی باشد. حتی در صورت ارتقاء زیرساخت­ها، این پرسنل درمانگر هستند که باید زیر بار کار تخصصی اضافی بروند. نیرو کم است و باید از استانهای دیگر نیروی تازه نفس به جبهه خوزستان فرستاد. در این میان، شاید مخرب­ترین کار، بی­توجهی به کادر درمان باشد که دچار فرسایش شده است. اگر کرونا قرار است حالا حالاها میهمان ما باشد، این پزشکان، پرستاران و پرسنل درمان هستند که باید خدمتش برسند تا دخل ما را نیاورد. آقای وزیر بهداشت و همکاران! هوایِ هواداران مردم را داشته باشید …

 

نویسنده : زهرا محسنی فر
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.