نقدی بر استخدامی اخیر در و پرورش استان

نقدی بر استخدامی اخیر در و پرورش استان

نقدی بر استخدامی اخیر در و پرورش استان

نهاد آموزش و پرورش در استان خوزستان به دلیل اینکه از یک طرف جمعیت دانش آموزی بالایی دارد و از طرف دیگر هر ساله تعداد زیادی از معلمین از استان انتقالی می گیرند با کمبود نیروی متخصص مواجه است. البته نمی توان به متقاضیان خروج از استان خرده گرفت، چراکه معلم خوزستانی که در بدترین شرایط آب و هوایی اعم از گرد و خاک و گرما و شرجی تدریس می کند همان حقوقی را دریافت می کند که معلم اصفهانی یا مشهدی با بهترین آب و هوا می گیرد. وقتی که سختی شرایط محیط کار در خوزستان با سایر استان ها تفاوتی ندارد، نیروی فرهنگی انگیزه ی ماندن را از دست می دهد.

با این وجود تابستان سال گذشته جهت تامین مقداری از نیروها، آموزش و پرورش دست به اقدامی عجیب زد. و شتاب زده و بدون برنامه نیروهایی را استخدام کرد که حاشیه های فراوانی داشت. فرآیند استخدام که به فرم شش امضا معروف شده بود راه را برای تخلف باز گذاشته بود. روند استخدام به این شکل بود که هر متقاضی باید ابتدا از یک مدیر مدرسه امضایی جهت تایید اینکه در مدرسه مشغول بکار بوده را بگیرد. سپس وارد خان بعدی می شد تا در آخرین مرحله رئیس اداره موافقت می کرد و استخدام نهایی می شد. در واقع هر کسی که بتوانست امضای مدیر مدرسه را بدست آورد به راحتی سایر امضاها هم بدست می آمد. یعنی ملاک اصلی موافقت مدیر مدرسه بود. حال سوال اساسی این است که چه ابزار نظارتی برای این فرآیند طراحی شده بود که جلوی تخلفات و سلیقه گری ها را بگیرد؟

در پیگیری هایی که فریاد خوزستان بعمل آورده یکی از همین متقاضیان که موفق به کسب امضای مدیر مدرسه ای شده بود اظهار داشت که بنده هیچ گونه فعالیتی در مدارس نداشته ام، ولی با رابطه توانستم موافقت یک مدیر مدرسه را بدست آورم. نکته جالبی که در گفته های این فرد به چشم می خورد این بود که«گرفتن امضا از مدیر مدرسه همانند گرفتن کالای خرید لوازم خانگی برای وام کالاست». یعنی اینکه با وجود اطلاع مسئولین آموزش و پرورش از این خلا در استخدامی، هیچ گونه برخوردی صورت نگرفت. حتی یکی از مسئولین مربوطه در جلسه ای اظهار داشت که «هر تخلفی که صورت گرفته  از جانب مدیران مدارس است و گناهش به گردن خودشان است».

این چه استدلالی است؟ آیا شما از این تخلف اطلاع داشتید یا نه؟ اگر اطلاع داشتید چرا مانع نشدید و اگر اطلاع نداشتید مقصر شما مسئولین هستید نه اینکه توپ را در زمین مدیران بیندازید.

خواست عمومی مردم این بود که استخدام با آزمون صورت می گرفت. اگر استخدام با آزمون بود جلوی خیلی از تخلفات و حق خوری ها گرفته می شد. واقعا هر کسی که صلاحیت علمی و حرفه ای داشت بکار گرفته می شد نه اینکه افرادی که با رشته های نامربوط  و رابطه بازی استخدام شوند.

در آخر اصل استخدام تصمیم بسیار خوبی است چراکه نیروهای فارغ التحصیل زیادی در استان است که امیدشان به آموزش و پرورش است و آموزش و پرورش خوزستان به نقلی از مسئولین آموزش و پرورش، ۷ هزار تا ۱۰ هزار کمبود معلم دارد. ولی نقد اصلی بر روند و فرآیند بکارگیری این نیروها است که نه تنها با رضایت عمومی مردم همراه نبود بلکه منجر به رنجش و عصبانیت سیل عظیمی از فارغ التحصیلان بیکار شده بود و مهم تر از این عدم رعایت شاخص های مهم برای یک معلم در فرآیند این استخدام ها بود. شاخص های تدین، تعهد، پای بندی به ارزش ها و اخلاق اسلامی، سلامت اخلاقی، تخصص لازم در رشته های مورد نیاز، فن بیان و سایر شاخص ها در این فراینده نادیده گرفته شده است. عمده افرادی که در این فرایند جذب شده اند نیز آموزش های لازم جهت کلاس داری و تربیت و آموزش به دانش آموزان را طی نکرده اند.

با این وجود هنوز کمبود معلم در خوزستان یکی از معضلات جدی آموزش و پرورش خوزستان است که معلوم نیست مدیران این حوزه چه برنامه ای برای جبران این کمبود و مدیریت مشکلات دارند.