ایسم، ایدئولوژی و استراتژی

ایسم، ایدئولوژی و استراتژی

ستون “نقد و بررسی مکاتب”

ایسم، ایدئولوژی و استراتژی

در این ستون در نظر داریم هر شماره یک یا دو مکتب ایسمی را تعریف و نقد و بررسی کنیم. در شماره اول به مفاهیم مهمی چون “ایسم” ، “ایدئولوژی” و “استراتژی” می پردازیم.

ايسم (ism): ايسم در لغت به معناي اصالت، اصول و رويه است و در اصطلاح اين پسوند به معناي طرفداري از يك مكتب فكري است، به پيروان يك مكتب خاص اين عنوان اطلاق مي‌شود. به عنوان نمونه ليبراليسم به طرفداران مكتب لیبرال گفته مي‌شود كه عمده‌ترين هدفشان فراهم آوردن آزادي هر چه بيشتر براي فرد است.

یا پلورال به معناي گرايش به كثرت است. پلوراليسم به معناي پيروان كثرت گرايي در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اخلاقي، معرفتي و ديني است.

ايدئولوژي: ايدئولوژي از زبان فرانسه و مركب از idee به معناي تصور و انديشه + logie به معناي شناخت است. ايدئولوژي عبارت است از فلسفة سياسي، اجتماعي و… كه در آن توجه به عمل به اندازة نظر و آگاهي بيش از آن اهميت دارد. ايدئولوژي سيستمي از انديشه‌ها (ايده‌ها) است كه هم مي‌خواهد جهان را توضيح دهد ‌هم دگرگون كند. به عبارت ديگر هر ايدئولوژي طرحي آرماني از جامعه دارد كه پديد آوردن آن را از هواداران خود خواستار است.

واژه‌هاي جهان بيني و ايدئولوژي به معاني كمابيش مشابهي به كار مي‌رود. از جمله معاني جهان بيني اين است «يك سلسله اعتقادات و بينش‌هاي كلي هماهنگ دربارة جهان و انسان و به طور كلي دربارة‌ هستي» و يا ايدئولوژي عبارت از اين است كه «يك سلسله آراي كلي هماهنگ دربارة رفتارهاي انسان» مي باشد. پس طبق اين دو معني سيستم عقيدتي و اصولي هر دين را جهان بيني آن دين و سيستم كلي احكام عملي آن را ايدئولوژي آن مي توان به حساب آورد. و آنها را بر اصول و فروع دين تطبيق كرد.

استراتژي: استراتژي به معناي راهبرد، تدبير، ترفند است. استراتژي در وهلة نخست پيش ازآن كه واژه‌اي سياسي تلقي شود، اصطلاحي نظامي به نظر مي‌رسد. «استراتژي علم و فن توسعه و كاربرد قدرتهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي ملت به هنگام صلح و جنگ و به منظور تأمين حداكثر پشتيباني از سياست‌هاي ملي و افزايش احتمال پيروزي و تقليل احتمال شكست است». استراتژيك به معناي امر مهم از لحاظ نظامي، سوق الجيشي است، اين واژه بيشتر مربوط به جغرافياي سياسي ژئوپليتيك است. در سياست به معناي بسيج همة امكانات و تغيير دادن شرايط در جهت مناسب براي رسيدن به يك هدف اساسي است و در واقع استراتژي برابر با روش كلي براي رسيدن به هدفي كلي است ولي براي رسيدن به هر هدف كلي مي بايد از مراحلي گذشت روش گذار از هر يك از مرحله ها و مانع ها را تاكتيك مي گويند.

بطور مثال در جامعه اسلامي شخص پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به عنوان رهبر جامعه سياست كامل يا جامع را بر اساس اهداف قرآن و وحي الهي تنظيم مي‌كرد و هدف كلي و راهبرد اصلي «گسترش اسلام و خير و صلاح و بازداشتن از كفر، فساد، و زشتيها بود و طبيعتاً تنها ابزار نيل به اين اهداف، ابزار نظامي نبود و در كنار آن از ابزار فرهنگي اقتصادي، سياسي و… نيز استفاده مي‌شد. مسأله عقد اخوت ميان مسلمانان كه عامل وحدت مسلمانان بود، از اين اقدامات است.

هم چنين افزايش قدرت نظامي در زمان صلح و جنگ و بازدارندگي نيز از اصول استراتژيك اسلام است. «و اعدوا لهُم ما استعطتُم مِن قوّةٍ و مِن رباط الخيلِ ترهبوُنَ به عدّو الله و عدوّكُم» مهيا نمائيد براي مقابله با دشمنان آذوقه و آلات جنگي و اسبان سواري را تا (اينكه) دشمنان خدا و دشمنان خود را بترسانيد تا از تجاوز باز بمانند».